حرف دلم
خيلى كتاب جالبيه با جزييات دقيق جورى كه انگار حس ميكنى خود سينوهه اى و اون اتفاقها رو ميبينى. سينوهه زندگى نامه اش رو اواخر عمرش نوشته و من از شرح وقايع دوران زندگيش با اين جزييات تعجب ميكنم. اما چيزى كه تو اين كتاب خيلى ذهن منو مشغول كرده رو ميخوام بهتون بگم اما از حالا ازتون معذرت ميخوام كه اينا رو ميگم. در زمان سينوهه زنان و دختران به مانند حيوان خانگى بودند. منظورم اينه كه دخترا در ساختمانهاى مخصوصى جمع ميشدن و مردان ميتونستن هر وقت كه بخوان يكى از اونا رو انتخاب كنن و ازشون استفاده كنن. به بهاى بسيار ناچيز. يا مردها ميتونستن دخترى رو بخرن تا هميشه بتونن ازش استفاده كنن. حتى كارهاى خونه به دخترى كه به اين منظور خريدارى ميشد واگذار نميشد مگر به طور رسمى همسر او اعلام ميشد. شراب و انسانهاى مست بسيار عادى و معمول بود و تفريح با زنان در خانه هاى مخصوص عياشى معمول تر از ان. ميدونى حالا كه اينا رو ميدونم چقدر احساس غرور و خوشبختى ميكنم از اينكه دختر مسلمون ايرانى ام و تو اين زمان زندگي ميكنم. اين برام افتخار بزرگيه تو بهترين موقعيت قرار داريم من از اين زندگي راضى ام تو چى؟
نظرات شما عزیزان:
بیهوده انتظار تو را دارم
دانم دگر تو بازنخواهی گشت هر چند اینجا بهشت شاد خدایان است بی تو برای من این سرزمین غم زده زندان است وبلاگت عالیه فاطمه جون یک دختر
![]() ساعت20:27---8 مرداد 1391
man k asan az zendegim razi nisam b irani boodanam eftekhar mikonam vali ...chi begam vala
salam ajijam to k zahmat keshidi ta Oonja oomadi la aghal ye cm mizashti
![]() شنبه 7 مرداد 1391برچسب:, :: 2:5 PM :: نويسنده : فاطمه
پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |